استادیار گروه معارف اسلامی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران. ، ebadi_ahad@yahoo.com
چکیده: (184 مشاهده)
حکومت مأمون از ابتدای تشکیل، به دلیل مشکلات ساختاری، با بحران مشروعیت مواجه بود. وی برای برونرفت از این بحران، با وارد کردن امام رضا (ع) به ساختار قدرت، تلاش کرد بر چالشهای موجود چیره شود؛ اما درنهایت به شهادت ایشان اقدام نمود. این پژوهش با روش پژوهش تاریخ و بهرهگیری از منابع دست اول و در چارچوب نظریه «مدیریت ادراک اجتماعی»، در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که: مأمون چگونه توانست خود و حکومت نوتثبیتشدهاش را از تبعات به شهادت رساندن امام رضا(ع)حفظ کند؟ یافتهها نشان میدهد مأمون با به کارگیری راهبردهای مدیریت ادراک، ازجمله مشروعیتسازی از طریق انحصارطلبی، اقناع ادراکی اجباری، جهتدهی به برداشتهای عمومی و انزواسازی تدریجی مخالفان، توانست در کوتاهمدت ادراک جامعه را نسبت به خلافت خود تغییر دهد. وی در مرحله حذف نیز با ایجاد فضایی مبهم و مدیریت دقیق عناصر در برابر شهادت امام رضا (ع)، مانع شکلگیری یک ادراک یکپارچه و دقیق از مسئولیت شهادت ایشان شد. این پژوهش عملکرد مأمون را نه در نفی بحران، بلکه در مدیریت ادراک بحران قابل بررسی میداند.